جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

463

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كوچكند و اطرافيان تو به‌نظر حقارت به آنان نگاه مىكنند ، به‌تو دسترسى ندارند ، اينان را فراموش مكن و به‌وضعشان برس . به اين ترتيب كه از افراد مورد اعتماد خود كسى را كه از خدا بترسد و متصف به‌فروتنى و تواضع باشد ، به‌كار ايشان اختصاص ده ، تا وضع و حالشان را به‌تو گزارش دهد . سپس طورى با آنان رفتار كن و دستور ده كه در روز حساب ، خدا عذر تو را بپذيرد . اين طبقه بيشتر از ديگر طبقات ، نيازمند رسيدگى و عدالت و انصافند . در اداى حق هر يك ، آن‌گونه باش كه عذرت در درگاه حق مقبول باشد . به‌وضع يتيمان و سالخوردگان توجه كن ، آنها راهى در زندگى ندارند ، و اهل گدايى هم نيستند . رعايت اين حقوق بر واليان ، سنگين و سخت است . اما گاه باشد كه انجام اين وظايف را خداوند بر افرادى سبك و آسان مىكند . كسانى كه از او طلب عافيت كردند و خود را شكيبا ساختند ، و به دوستى وعده حق درباره خودشان اعتماد نمودند . قسمتى از اوقات خود را به حاجتمندان اختصاص ده ، كه خود شخصاً به‌كار آنان برسى . اين امر را در يك مجلس عمومى كه همه بتوانند به آن وارد شوند ، به‌انجام رسان . در اين مجلس براى خاطر خدايى كه تو را خلق كرده ، با مردم فروتن باش ، نگهبانان و سپاهيان را از خود دور كن ، تا هر كسى سخنى دارد بدون ترس و لكنت زبان با تو بگويد . من از پيغمبر خدا ( ص ) چندين‌بار شنيدم كه مىفرمود : مردمى كه در ميان آنان ، ضعيف نتواند بدون واهمه و گرفتگى زبان ، حقش را از قوى بگيرد ، هرگز روى پاكى و رستگارى را نخواهد ديد . « 1 »

--> ( 1 ) لن تقدّس امة لايؤخذ للضعيف فيها حقّه من القوى غيرمتتعتع . تتعتع ( مصدر باب تفعل ) آن است كه : كسى از سخن گفتن عاجز ماند و زبانش به لكنت افتد . مقصود اين است كه : وضع مجلس و شكوه و تشريفات آن طورى نباشد كه ستمديدگان مرعوب گردند ، و از سخن‌گفتن باز مانند . . . م